خبرگزاري فارس: عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس از تحويل شكايتي با امضاي 100 تن از نمايندگان كه اكثر آنان حقوق دان هستند به دادستان كل كشور مبني بر رسيدگي به اقدامات و بيانيههاي مير حسين موسوي نامزد ناكام انتخابات رياست جمهوري دهم خبر داد.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، حجت الاسلام والمسلمين حميد رسايي نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس پس از اتمام جلسه علني صبح مجلس در جمع خبرنگاران گفت: امروز چند تند از نمايندگان ملت به نمايندگي از 100 نماينده، شكايتي را به حجت الاسلام محسني اژه اي دادستان كل كشور به دليل بيانيهها و اقدامات موسوي تحويل وي دادند.
وي در پاسخ به اينكه علت تنظيم اين بيانيه چه بوده و تحويل آن به دادستان كشور چه بود است خاطر نشان كرد: بيانيهها و اقدامات موسوي در طول اين مدت لطمات و صدمات جبران ناپذيري را به آبروي نظام اسلامي و مردم و نيز اموال عمومي وارد كرد به همين منظور نمايندگان ملت كه اكثرا از حقوقدانان هستند اين شكايت را به دادستان كل كشور ارائه كردند.
وي تاكيد كرد كه اين درخواست توسط اكثر اعضاي كميسيون حقوقي مجلس و نيز نمايندگان حقوق دان مجلس تنظيم شده و داراي مستندات و دلايل بسيار محكم و محكمه پسند است. وي اين را هم اضافه كرد كه نمايندگان ديگر هم درخواست امضاي اين شكايت را دادهاند.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس در پاسخ به اينكه چرا الان با توجه به گذشت 4 ماه از وقايع اخير در كشور اين شكايت عليه مير حسين موسوي تنظيم شده است گفت: علت صبر نمايندگان به اين دليل بود كه اميد داشتند تا موسوي از اقدامات و مواضع همسو با دشمنان دست بردارد اما نه تنها حركات او متوقف نشد بلكه همسو با دشمنان نظام ادامه پيدا كرد از اين رو نمايندگان نيز به دليل وظيفه ذاتي خود و نيز درخواستهاي مكرر مردم اين شكايت را تسليم دادستان كل كشور كردند.
وي با اشاره به ديدار نمايندگان با محسني اژهاي گفت: در اين ديدار در سخناني كه با دادستان كل كشور داشتيم هيچ ارادهاي براي به فراموشي سپردن كساني كه در حوادث اخير نقش آفريني كردند و آبروي نظام اسلامي را بردند در دستگاه قضا نبود.
نماينده مردم تهران در خانه ملت در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه موسوي گفته است اگر هر يك از سران جنبش موسوم به سبز دستگير شوند، اين جنبش راه خود را ادامه داد و دست از اقدامات خود بر نخواهد داشت گفت: مسعود رجوي سركرده گروهك تروريستي منافقين چنين ادعاهاي را داشت اما در عاقبت ادعاي او نيز به واقعيت نپيوست چرا كه هر كس در مقابل اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي بايستد و اراده ملت بايستد حذف خواهد شد.
رسايي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينكه چرا بر عليه ادعاها و مواضع كروبي شكايت نكرده ايد نيز گفت: اين شكايت به دليل آنكه قبل از ادعايهاي كروبي تنظيم شده است به وضعيت او نيز پرداخت نشد. اما آنچه مهم است اين است كه اراده نظام اسلامي و دستگاه قضايي بر اجراي عدالت و برخورد قاطع با ناقضان قانون است.
آشوب طلبان واغتشاش گران از نگاه علی(ع)

این روزها و در این دوسه ماه کلمات و واژگانی مانند آشوب طلب ، اغتشاش گر ،هرج و مرج طلب،بر همزنندگان نظم عمومی و...فراوان به گوش می رسد .اما پرسشی همواره در ذهن خطور می کندکه معنای حقیقی این وازگان چیست؟ آیا این وازگانی نوپدید ونو ظهور هستند ویا آنکه در بستر رودخانه تاریخ اسلام می توان برای آن معنایی یافت؟
ما در این نوشته کوتاه با غواصی دریای تاریخ اسلام و نهج البلاغه مولا علی (علیه السلام) پاسخ این پرسش روز را یافته و به شما کاربران گرامی هدیه من کنیم.نکته اساسی در تعریف امام علی (علیه السلام) آشوب طلبان یک پارچه بدی و نحوست و ضرر نبوده بلکه با دقت در کارکرد نقشهای اجتماعی ،انها دارای منفعت وسودمندی نیز هستند.پس تلاش کنیم در این زمانه افراد را خاکستری ببینیم نه مشکی و تیره و تار.
امام علی (علیه السلام) در تعریف اوباش مردم فرمود : آنها کسانی هستند که هرگاه هماهنگ گردند غالب شوند
و هنگامیکه پراکنده شوند شناخته نشوند. و گفته شده که امام فرمود: آنها کسانی هستند که هرگاه متحد شوند زیان رسانند و هنگامی که متفرق گردند سود ببار خواهند آورد .
آنگاه مردم از امام علی (علیه السلام)پرسیدند: زیان اتحاد آنها را دانستیم . منفعت پراکندگی شان چیست ؟
حضرت علی (ع)فرمود : پیشه وران و اهل کسب به کارهای خود بازمی گردند و مردم از تلاش آنها سود می برند : بنا بکار خود می پردازد وساختمان می سازد ،بافنده مشغول بافندگی خویش می شود و نانوا به پخت نان اشتغال پیدا می کند .
وقال [ع ] فی صفه الغوغاء : هم الذین اذا اجتمعوا غلبوا ، و اذا تفرقوا لم یعرفوا و قیل : بل قال علیه السلام : هم الذین اذااجتمعوا ضروا ، و اذا تفرقوا نفعوا ، فقیل : قد عرفنا مضره اجتماعهم ، فما منفعه افتراقهم ? فقال : یرجع اصحاب المهن الی مهنتهم ، فینتفع الناس بهم ، کرجوع البناء الی بنائه ، و النساج الی منسجه ، و الخباز الی مخبزه
منبع :نهج البلاغه،حکمت 199

دوره ی اول جنگ از شروع جنگ تحمیلی تا آزادی خرمشهر و دوره دوم آن از آزادی خرمشهر تا پایان جنگ می باشد.
این دو دوره به 6 مقطع (2 مقطع مربوط به دوره اول و 4 مقطع مربوط به دوره دوم) تقسیم شده است.
دوره ی اول: دشمن پس از یک ارزیابی غلط از اوضاع ایران اسلامی و عدم شناخت از پشتوانه های مردمی انقلاب، با یک زمینه سازی وسیع اقدام به تهاجمی همه جانبه کرد و تا اندازه ای توانست در خاک ایران اسلامی نفوذ کند؛ اما با حضور نیروهای مدافع انقلاب، دشمن زمین گیر شد و پس از یک تحول سیاسی و نظامی و با برکناری عناصر غیرمؤمن به انقلاب، امکان حضور نیروهای مردمی در جبهه ها فراهم گردید. با این برتری نظامی، ابتکار عمل در دست نیروهای خودی قرار گرفت و طی یک سلسله عملیات، خرمشهر آزاد شد.
دوره ی دوم جنگ در حالی آغاز شد که دشمنان در جستجوی راه هایی جهت مهار قدرت رزمندگان اسلام بودند. لذا، این دوره شاه حضور و فعالیت قدرت های خارجی در صحنه مستقیم نبرد و تلاش های بی حد و حصر اقتصادی و سیاسی برای مهار نظامی ایران است. این امر در حالی صورت پذیرفت که دشمن منفعلانه با یک تغییر استراتژی شتاب زده، شعار صلح خواهی را محور ادعاهای خویش قرار داده و عمده ی نیروهایش به پشت مرزهای بین المللی رانده شده بود.
تجاوز عراق به ایران که در سپتامبر 1980، آغاز شد و به مدت 8 سال ادامه یافت، طولانی ترین و بی سابقه ترین جنگ متعارف قرن حاضر به شمار می رود،
چرا که جنگ جهانی اول و دوم مدتی کمتر از هشت سال ادامه یافتند و جنگ های دیگر، مانند جنگ ویتنام شمالی و جنوبی نیز به عنوان یک جنگ متعارف همانند جنگ ایران و عراق شناخته نشده است.
تاریخ از هشت سال جنگ برای ایران، شرف و آزادگی و مقاومت و ایمان به خدا را در صفحات خود ثبت کرد، اما از متجاوز و متحدان او که طی هشت سال او را یاری و تشویق کردند، جز به زشتی یاد نخواهد کرد.
فدائیان خلق، جدا از خلق راهپیمایی کردند
حامیان موسوی با راهپیمایی جداگانه در روز قدس و با طرح شعارهای برخلاف آرمان های این روز، عملکرد منافقین در سال 59 را تکرار کردند.
حامیان موسوی که امروز به موازات خیابان راهپیمایان اصلی به راهپیمایی پرداختند با طرح شعارهایی همچون: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» فاصله خود با متعهدین به امام ، انقلاب و ملت مظلومین فلسطین را به نمایش گذاشتند.
در حقیقت اقدام آنها تکرار یک تاریخ بود که در سال 59 منافقین با جداسازی راهپیمایی خود ، عملا راه خود را از ملت جدا کردند. روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 23 فروردین 59 درباره اقدام راهپیمایی فدائیان خلق در 22 فروردین می نویسد:
«فدائیان خلق، جدا از خلق راهپیمایی کردند»
به گزارش خبرنگاران شهری ما، فدائیان خلق برخلاف دستور رئیس جمهور و گروهها و سازمانها و احزاب دیگر، جداگانه دست به راهپیمایی زدند.همچنین فدائیان خلق، برخلاف اعلام مسیرها و زمان راهپیمایی از طرف ستاد برگزاری راه پیمایی، تکروانه و جدا از خلق، به نمایش سازمانی خود پرداختند.
در کنار راه پیمایی جدا از خلق، چریک های فدائی خلق، گروههای کثیری ازمردم، با شعارهای: اسلام پیروز است، چپ و راست نابود است و تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست، تظاهرات میکردند.
این نمایش سازمانی، طبق اطلاعیه قبلی، با شرکت گروه های هوادارسازمان، ساعت 9 صبح، از میدان بهارستان شروع شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، راهپیمایان با مشاهده مهدی کروبی، شروع به سردادن شعارهای "مرگ بر منافق" ، "کروبی دروغگو - جزایری یادت نره" ، "کروبی بازداشت باید گردد" کردند.
به گزارش خبرنگار ایرنا، پس از اعتراض گسترده مردم علیه کروبی، یکی از محافظان دبیرکل حزب اعتماد ملی با پرتاب گاز اشکآور به میان مردم سعی کرد فضای موجود بر راهپیمایی را مغشوش نشان داده و درگیری ایجاد کند.
خبرنگاران ایرنا گزارش دادند، میر حسین موسوی نیز که به همراه چندین محافظ خود حدود ساعت دوازده در چهارراه ولی عصر(عج) حضور یافته بود پس از مشاهده اعتراض گسترده مردم و شعارهای "مرگ بر موسوی منافق" و "موسوی، موسوی ننگ به نیرنگ تو - خون جوانان ما میچکد از چنگ تو" ، مجبور شد سوار خودرو شخصی خود شود.
به گزارش خبرنگاران ایرنا، موسوی پس از سوارشدن بر خودروی پاترول، با پرتاب اشیائی از سوی مردم و کوبیدن مشتهای معترضان به شیشه خودرو یش روبرو شد و مجبور شد به سرعت محل راهپیمایی روز قدس را ترک کند.
موسوي در جريان تبليغات و سفرهاي انتخاباتي خود با ادعاي وفاداري به نظام، همكاري با گروهك هايي نظير نهضت آزادي و ملي گراهاي ضدانقلاب را تكذيب كرد اما به تدريج معلوم شد اين طيف به همراه شماري از تندروهاي سابقا چپ، هدايت كنندگان اصلي ستاد موسوي هستند و شخص وي در حاشيه قرار دارد. اين طيف در القاي پيروزي به موسوي و تحريك وي به رفتارهاي ساختارشكنانه و غيرقانوني نقش اصلي را ايفا كردند و پروژه آشوب را از همان ابتدا در دستور داشتند.
به تازگي سايت موسوم به «موج سبز» كه در حوزه شبكه سازي براي اغتشاشگري فعاليت مي كند، با اشاره به «تشكيلات راه سبز موسوي» نوشت: بيانيه يازدهم مهندس موسوي به غايت قوي و فراگير است اما بحث در فضاي مجازي بيشتر به تاييد و تكرار كليات آن گذشته و كمتر به شبكه اجتماعي مطرح شده در بيانيه پرداخته شده است. عدم توجه كافي و نشكافتن مسئله، بر ناكارآمدي اين شبكه منجر مي شود. ظاهرا معنا و مفهوم شبكه هاي مذكور و ساز و كار و نحوه عملكرد آن مشخص نيست.
اين سايت ضدانقلابي در عين حال خبر داد كه سعيد مدني و تقي رحماني- دو تن از عناصر گروهكي وابسته به نهضت آزادي- با نگاه عملياتي به شبكه سازي مذكور پرداخته اند. اين سايت همچنين هدف از شبكه سازي اجتماعي، را برداشتن بار مسئوليت از دوش سياستمداران عنوان كرد و بر ترجيح مخفي بودن شبكه هاي ياد شده تاكيد كرد.
برخلاف آنچه همگان تصور میکنند، رفتن مهدی هاشمی به بریتانیا هیچ ربطی به نقش وی در حوادث پس از انتخابات ندارد، بلکه به مسائل دیگری ربط دارد که در زیر میآید. واضح است کسانی که به مهدی هاشمی تهمتهای آنچنانی زدند، بعد از خواندن مطلب زیر باید از این آقازاده محترم طلب عفو کرده، 3 مرتبه بلند بگویند؛ غلط کردم!
1- شاید مهدی هاشمی به این دلیل رفته بود لندن که اموال دانشگاه آزاد در «جزیره» را وقف کند.
2- در کشور ما یک عده در کنار شعار همیشگی ملت یعنی مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس، اخیرا شعار میدهند؛ مرگ بر چین و مرگ بر روسیه. و اما مهدی هاشمی قبلا یک بار به روسیه رفته بود، اخیرا هم رفت انگلیس. یعنی مهدی هاشمی اعتقاد به رفتار فراجناحی دارد و مثلا اگر هفته بعد به آمریکا رفت، حتما 2 هفته بعدش میرود چین!
3- از قدیم گفتهاند: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی. به هر حال سفر چیز خیلی خوبی است. آدم در سفر میتواند بفهمد که رفیقش چه جور آدمی است. مثلا اگر مهاجرانی، هاشمی را به یک رستورانی، جایی، چیزی دعوت کرد، خب، معرفتش را نشان داده اما اگر مهدی را تحویل نگرفت، این نامردی عطاءالله را میرساند.
4- شاید هاشمی رفته لندن تا وقف اموال دانشگاه آکسفورد را به گوش هیات موسس این دانشگاه برساند.
5- شاید رفته لندن برای پادرمیانی جهت وقف داراییهای باشگاه چلسی و وقف خود آبراموویچ!
6- با این وضع هواپیماها، همین که مهدی هاشمی حاضر شده سوار طیاره بشه، خودش خیلیه، نه.
7- شاید رفته لندن تا ببیند حرف حساب تماشاگرانی که بعد از بازی دست به اغتشاش میزنند و نظم شهر را به هم میریزند، چیست.
8- شاید به جای «حاج کاظم» و «عباس» که در «آژانس شیشهای» قرار بود لندن بروند اما نشد، مهدی هاشمی رفت لندن!
9- البته شاید... یعنی ولش کن، این یکی را بنویسی، جایت سینه قبرستان است.
10- احتمال دارد رفته باشد لندن برای اینکه بررسی کند آیا از نظر حقوقی میتوان اموال شبکه BBC فارسی را وقف کرد یا نمیتوان؟
11- شاید رفته موزه بریتانیا برای دیدن آثار عتیقه و مزمزه کردن قیمت آنها.
12- شاید رفته باشد شهربازی لندن تا هیجانات خود را به روش بهتری تخلیه کند.
13- میدانیم که در کریسمس، لندن از همه جا زیباتر است. بویژه مراکز خرید لندن خیلی شلوغ میشود و چون مهدی هاشمی زیاد از شلوغی خوشش نمیآید، الان رفته خرید کریسمس خود را بکند.
14- شاید رفته لندن، «کاخ باکینگهام» را از نزدیک ببیند و نسبت به سادهزیستی ملکه انگلیس و زندگی محقرانه خاندان سلطنتی افسوس بخورد
این وبلاگ مربوط به خانم سایانا که یک بهایی
مقیم دبی هست و مطالب ضد اسلامی زیادی
را ترویج میداد و یک وبلاگ مستهجن بود
هک گردید
دشمنان باید بدانند تا ما فدائیان رهبری هستیم
نمیگذاریم به نظام اسلامی گزندی برسد
رهسپاریم با ولایت تا شهادت